ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
915
سفرنامه شاردن ( فارسى )
فصل اوّل علوم بر اطلاق اين دفتر را بدين بيان آغاز مىكنم كه بى هيچ گمان و ترديد دانشهاى ديرين بشرى از خاور دور نشأت كرده است . به سخن ديگر با دلايل غير قابل انكار بايد باور كرد كه كليّه دانشها از سينه و انديشهء برهمنهاى هندى و مكاشفات رياضتكشان و فلاسفهء آن سرزمين تراوش كرده و از آنجا از راه ايران به كلده يا بابل انتقال يافته ، و از آن جا خواه از كلده ، و خواه از طريق درياى سرخ به مصر و سوريه رسيده است . محققان و پژوهشگران همه بر اين باورند كه يونانيان دوران باستان براى فرا گرفتن علوم آن روزگاران به مصر و سوريه ، و زودتر به فينيقيه رو آوردهاند . هر چند براى اثبات اين نظريهء مسلّم دلايل قاطع و غير قابل انكارى مىتوان بيان كرد ، امّا براى اين كه اين بحث به درازا نينجامد به پيدايى و سير دو دانش پزشكى و اخترگرى كه محققا كهنترين علوم بشرى مىباشند استناد مىجويم . دربارهء علم پزشكى يادآورى مىكنم اسكولاپ ( Esculap ) كه قديمترين و نامورترين پزشك جهان بشريت است ، و بقراط و جالينوس كه پس از او در علم پزشكى شهرت يافتهاند هر سه در درمان بيماران از تركيب گياهانى سود مىجستهاند كه در سرزمين هندوستان مىروييده است ، و اين قوىترين دليل است كه آنان دانش پزشكى را از طبيبان مشرق زمين و بتخصيص از پزشكان هندى آموختهاند . امّا دربارهء دانش ستارهشناسى چنان كه بر همه دانشمندان و اهل تحقيق مسلم شده كليهء اسامى اجرام سماوى و صور فلكى يا كلدانى و تاتارى است ، و اين نشانگر اين واقعيّت مىباشد كه دانش ستارهشناسى حاصل انديشههاى دورنگر كلدانيان بوده است . يكى ديگر از دلايل قاطع بر اين اصل مسلّم كه در ازمنهء قديم بيشتر علوم از